یه اسرائیلی می ره جبهه لبنان فرداش فرار می کنه و بر می گرده.
می گن: چرا برگشتی؟
می گه: اخه به قصد کشت تفنگ بازی می کردن.
۲
اولی:یک روز به یک شیر حمله کردم و دمش را بریدم.
دومی: پس چرا سرش را نبریدی؟
اولی: اخه قبلا یک نفر دیگه سرش را بریده بود!
۳
اولی: یک روز توپم رو شوت کردم رفت کره ماه خورد تو سر یک نفر و برگشت.
دومی: عجب پس ان توپی را که خورد توی سرم تو شوت کرده بودی؟
۴
اولی: اگه گفتی فرق عکس با ترمز چیه؟
دومی: عکس را اول می ایستند بعد می گیرند اما ترمز را اول می گیرند و بعد می ایستند.
۵
در تاکسی.....
- اقای راننده یکی از مسافرا از پنجره افتاد بیرون...!
- اشکال نداره کرایش را حساب کرده بود.
۶
- با نردبان کجا می ری؟
- سینما.
- چرا؟
- میگن فیلمش بلنده؟
۷
مرده با سر و صورت زخمی میاد تو خیابون یکی ازش می پرسه: چی شده؟ مرده می گه داشتم اتو می کردم تلفن زنگ زد اشتباهی اتو رو گذاشتم رو صورتم بعد مرده می پرسه خب اونوره صورتت چی شده: می گه اخه دوباره تلفن زنگ زد.